تکنولوژی

این پست با مشارکت خوانندگان «یک پزشک» نوشته شده: واقعا چرا در حالی که می‌دانیم یوتیوب، پادکست‌های فارسی یا سایت‌های مثل TED غنی از اطلاعات هستند، این همه معتاد اینستاگرام شده‌ایم؟

اول سال که می‌شود همه تصمیم می‌گیریم که آدم بهتر و هدف‌دارتری شویم. یکی از تصمیم‌هایی که می‌نویسیم یا در ذهنمان قول می‌دهیم به آن انجام بدهیم، این است که آدم اهل مطالعه‌تری شویم، کتاب‌های خوبی را که کنج کتابخانه مانده‌اند، ببینیم. مستند ببینیم و پادکست گوش کنیم. سایت‌های آموزشی مانند TED را مرتب چک کنیم.

اما کمی که می‌گذرد می‌بینیم که همچنان بنده و اسیر و معتاد اینستاگرام هستیم. نه! من قصد ارزش‌گذاری ندارم. اتفاقا در اینستاگرام هم پیج خوب داریم. از نظر اطلاع‌رسانی و اطلاع از احوالات برخی دوستان هم اینستاگرام بسیار خوب و مناسب است.

اما واقعا فکر می‌کنید که اسکرول‌های تکانه‌ای و دیدن ده‌های ویدئوی شوخی و سرگرمی یا مطالب اسنفلوئنسرها، چیزی می‌تواند باید در بر داشته باشد؟

از همه وحشتناک‌تر این است که بیاییم و زمان سپری شده هر روزمان را در اینستاگرام چک کنیم، این آمار آنقدر تکان‌دهنده است که حد ندارد. یک لحظه فکر کنید در همین دقیق ورزش می‌کردیم، با خانواده بیشتر معاشرت می‌کردیم و مطالعه منسجم می‌کردیم.

چرا چنین می‌شود؟

خرید سرور مجازی
خرید ساک پارچه ای
کلاه تبلیغاتی
بهترین جراح بینی

از دنبال‌کننده‌هایم در خود اینستاگرام و نیز توییتر خواستم در این مورد نظر بدهند.

خوشبختانه بسیاری از آنها نظرات خوبی داشتند. من چون اجازه تک تک این کاربران را برای نام بردن از آنها یا لینک به پروفایلشان نداشتم، تصمیم گرفتم، اسمی نیاورم. بابت این اجبار از آنها پوزش می‌خواهم. چون عملا ممکن نبود که اجازه تک تک آنها را کسب کنم.


فکر میکنم موضوع اصلی همون یک دقیقه بودن است، اینکه اگه ما یه کلیک اشتباه بکنیم و یه مطلب بدرد نخورد ۱ دقیقه ای رو ببینیم با خودمون میگیم یه دقیقست دیگه و راحت تر با محتواش یا اینکه چقدر ممکنه سرگرم کننده باشه برامون کنار میایم، ولی اینکه بخوایم ۴۰ دقیقه یه پادکست رو گوش کنیم که ممکنه چیز جالبی توش نباشه برامون شکست بزرگتری رو میاره. فکر میکنم یکی از مواردش احتمالا این باشه.


به طور کل استفاده از منابع مفید و غنی سخته! دریافت ، درک و هضم این موارد برای ذهن کار بیشتری میبره. مثلا فشاری که یک اثر یا شاهکار هنری بر ذهن میاره با یک فیلم مارولی یا موسیقی دم دستی قابل مقایسه نیست. وقت زیادی برای منابع و مطالب سطحی نمیذارم ولی گاهی از خستگی زیاد ذهن و روان می‌خوام خوراک مغزم شبیه فست فود باشه تا یک غذای خانگی سالم و مفید!

چون صرفاً میخوایم وقت بگذرونیم و لذت سطحی ببریم و از بی حوصلگی نجات پیدا کنیم. محتوای آموزنده انگار که به آدم یادآوری میکنه: حالا که این مطلب رو دیدی یا یاد گرفتی، مسئولیت داری ازش استفاده مفید بکنی، در غیر اینصورت انگار وقتت رو با دیدن این مطلب تلف کردی، در صورتیکه میتونستی یه ویدئوی عامی تر و فان تر ببینی و عذاب وجدان نداشتی برای هدر دادن وقتت…


محبوبیت و در دسترس بودن اینستا برای ایرانی‌ها.


اعتیاد آدم به بطالت اینستاگرام
قانون دوم ترمودینامیک: تمایل به بی‌نظمی


فقط پشت گوش انداختته، تفکر غلط که انوزم وقت هست، یکم دیگه اینستا بچرخم بعدش میرم کورسمو میبینم، و یهو میبینی شب شده و یه روز دیگه هم رفته! چیزی که خودم کاملا لمسش کردم!


اینستا پستها و استوریهای کوتاه داره و زود به سرانجام میرسه. پادکست فقط صداست و تعداد کسایی که صدای کسل کننده و یکنواخت نداشته باشن کمه…. اوه خیلی فرق هست. اینجا جا نمیشه😊


دوپامین


بنظرم چون تو اینستا با دیدن چنتا عکس یا کلییپ کوتاه حجمی از اطلاعات با تنوع خیلی بالا از سیاسی و ورزشی و علمی بگیر تا اخبار زرد هنرمندا که کی با کی دوسته رو میبینی و نا خوداگاه جذاب تره


۱- یوتیوب فیلتره
۲- در اینستاگرام افراد خودشان را هم به نمایش می‌گذرند. در واقع دو طرفه است‌. ولی پادکست و تد و … یک طرفه هستند. مردم بیش از دانستن نیاز به دیده شدن دارند.
۳- می‌توانند تعداد بیشتری از دوستانشون را اینجا پیدا کنند و با آنها ارتباط برقرار کنند. اقبال عمومی باعث می‌شود ما هم سراغش برویم‌.
۴- مردم دنبال راحت الحلقوم هستند. چیزی که فهم و هضمش راحت باشد. دنبال مطلب تخصصی نیستند. در واقع اینستاگرام هابی و تفریح است. برای وقت گذرانی است.
۵- اونهایی که مهارت کم در تولید محتوا دارند می‌توانند از آن استفاده کنند. به این ترتیب بعضی کسب و کارها اینجا راه می‌افتد
۶- افزایش تعدادفالور و … احساس مهم بودن به آدم‌ها می‌دهد. چیزی که شاید در زندگی واقعی ندارند در اینجا قابل حصول است


بشخصه خیلی وقتا از اینستاگرام برای رفع خستگی و تفنن یا پرکردن اوقات مرده کوتاه استفاده می‌کنم که برای اون کاربرد، انتخاب مناسبیه بنظرم. البته فیلتر نبودنش هم خیلی موثره

سوای اون، چون قابلیت‌های شبکه اجتماعی و تعامل با بقیه دوستان و آشنایان در اینستاگرام پررنگ‌تره، یه حس خودمونی‌تر به وجود میاره که آدم رو بیشتر جذب میکنه


کوتاه بودن محتواهای تولید شده برای اینستاگرام هم (حتی آموزنده و مفید) در زندگی سریع و فست‌فودی امروز، خواهان بیشتری داره. مخصوصا برای اون پرکردن گپهای کوتاه روزمره که قبلا گفتم

راحتتره، کوتاهه، هر موقع میشه قطعش کرد ( مثل فیلم های یوتیوب و تد لازم نیس یه مدتی رو روش بمونیم)، نمیدونم شاید فیلتر بودن تو ایران هم یه مانعی هست به هر حال


اهمیت طراحی UI اینجا خودشو نشون میده.. همون مطالبی که در یوتیوب و غیره عرضه میشه در اینستاگرام و بلعکس وجود داره..اما بحث شیوه ارائه یک محتوا و نحوه دسترسی باتوجه به شناخت رفتار و سلیقه کاربران اینترنت ، موجب تفاوت در پلتفرهای مختلف با ارائه یک محتوای مشترک را دارد.


برای من شاید این باشه که چون اینستاگرم بی نیاز از مقدمات هست و راحته، بخصوص اینکه اینستاگرم فسفرسوز نیست و دقت نمیطلبه.
شاید کمی عمیق تر این باشه که چون یه جایی در انتهای وجودمان می‌دونیم که دانستن مسئولیت و درد بیشتری به همراه داره و دل مون میخواد ازش فرار کنیم


ترجیح لذتهای آنی بر دستاوردهای ماندگار


درود دکترجان.
به‌نظرم این تفکیک بین آن اپ‌ها و اینستا درست نیست.
یعنی مبتذل دانستن محتوای اینستا نسبت به آن‌ها را دقیق نمی‌دانم.
به‌نظرم تماماً به‌نحوهٔ استفادهٔ افراد بستگی دارد.

آن «پی‌گیری هوش‌مندانه و هدف‌مند» را در هم‌این اینستاگرام هم می‌شود انجام داد.


بنظرم چون کمتر از مغزمون استفاده می کنیم توی اینستاگرام گردی و توی چند ثانیه تصویر رو میبینیم و رد میشیم تمرکزی لازم نداره.
و یک مورد دیگه اینستاگرام جای خوبیه واسه ارضای همه مدل گیلتی پلژر


همونطور که نوشابه به آب ترجیح میدیم😄جذابیت بیشتر مطالب هرچند بیهوده ترن و تا حدی کوتاهتر بودنشون،من خودم یه زمان عاشق خوندن متنهای طولانی بودم ولی الان خیلی کم پیش میاد


دکتر مستند معضل اجتماعی محصول نتفلیکس رو ببین تا حدودی متوجه میشی


دلیل زیاد دارد ولی مهمتر این است که نمی‌خواهیم بعد از فشار روزانه و امثال آن همچنان ذهن را درگیر نگه داریم. آن محتوایی که ذهنمان را درگیر نمی‌کند برای مغزمان سهل الوصول تر است.
‏اما یک حقه می‌توانید استفاده کنید. برای برنامه‌هایی مثل اینستاگرام محدودیت زمان قرار‌ دهید مثلا ۱۵ یا /


به فکر کردن و درگیر کردن ذهن ربط داره.
‏مثلا من برای استراحت بین کارام میام توییتر. وقتی یه رشته توییت طولانی می‌بینم ول می‌کنم. حتی حوصله خوندن یه توییت طولانی هم گاهی وقتا ندارم. فقط می‌خوام با چرت و پرت ذهنم رو خالی کنم.


شاید‌ چون دیدن رنگ و شادی و تنوعش یه جور تفریحی تو این شرایط و تقریبا همه چی‌رو پوشش میده تو تفریح ، کلیپ و آهنگ و خرید و …
‏البته خودم توییتر پرسنم😁 اینستاگرام شاید روزانه .۰۵ ساعت یا کمتر


خود وقت تلف کردن یه جور سرگرمی شده. انگار بی خیالی و رها کردن یک واکنش عصبی و رفتاری ما به نوعی درماندگی یا چالش های امروزی باشه

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا